|
حوریا
|
||
|
برای دوستداران آبادان |
خورشید هر صبح غروب میکند
و غروب تر هر صبح
و ما عینکهامان را برداشتهایم وُ
با چراغ دنبال چیزی میگردیم
آبادان شهری بینشانه می شود
وَ شهری سردسیر همچون ولایات اسکاندیناوی
وَ ما بچهی ناف سیارهای دیگر
جایی دیگر خواهیم بود
بالاتر از تمام لافهایی که به نافمان بستهاند
وَ عینیتر
مثل خواب صبح ِ بعد از نماز وُ
شب ِ اول ِ بعد از خواب
خدا خودش رحم کند.
|
|