تبليغاتX
حوریا - برای شروع
 
حوریا
 
 
برای دوستداران آبادان
 

خورشید هر صبح غروب می‌کند

و غروب تر هر صبح

و ما عینک‌هامان را برداشته‌ایم وُ

 با چراغ  دنبال چیزی می‌گردیم

آبادان شهری بی‌نشانه می شود

وَ شهری سردسیر هم‌چون ولایات اسکاندیناوی

وَ ما بچه‌ی ناف سیاره‌ای دیگر

جایی دیگر خواهیم بود

 بالاتر از تمام لاف‌هایی که به ناف‌مان بسته‌اند

وَ عینی‌تر

مثل خواب صبح  ِ بعد از نماز وُ

شب ِ اول ِ بعد از خواب

خدا خودش رحم کند.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 22:18  توسط حوريا  | 
 
  بالا